bookmark

معنی سنار

سنار

(اسم) جايى از دريا كه آبش كمعمق باشد و كشتى در آنجا به گل بنشيند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1712)
sourceLink

سنار [ senār ]

بالفتح،موضعى از بحر كه آبش تنك،و تهش گل بود،و بيم آن باشد كه كشتى آنجا بند شود،عنصرى گويد: بيت و يا همچنان كشتى باد سار كه لرزان بود مانده‌اند اندرسنار
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص880)
sourceLink

به فتح اول بر وزن كنار تنگ آبى را گويند از دريا كه تهش نمايان بود و گل داشته باشد تا كشتى در آن بند شود و بايستد و نگذرد و بيم شكستن باشد و به اين معنى به كسر اول هم گفته‌اند و به معنى شخص عاشق و گرفتار نيز آمده است و به ضم اول زن پسر را گويند كه عروس باشد و به تركى گلن خوانند و به هندى زرگر را مى‌گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص528)
sourceLink

بفتح موضعى است از بحر كه آبش تنك و تهش كل بود و بيم آن باشد كه كشتى در آنجا بند شود چنانكه عنصرى كفته و يا همچنان كشتى بادسار كه لرزان بود مانده اندر سنار
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص480)
sourceLink

آبى باشد [كه]گل بوى نزديك باشد و بيم باشد كه كشتى بآنجا بايستد . عنصرى گفت:[بيت] و ما همچنان كشتى مار سار كه لرزان بود مانده اندر سنار
(
صحاح الفرس
, ص108)
sourceLink

- [بعد از سين نون. بوزن چنار] محلى در بحر كه آب آنجا تنك و تهش گل باشد و بيم آن باشد كه كشتى آنجا بند شود . مثالش شمس فخرى گويد: بيت تو آن كريمى كاندر كرم بنزد كفت محيط قلزم و عمان بود دمينه سنار و استاد عنصرى نيز فرمايد: بيت و يا همچنان كشتى بادسار كه لرزان بود مانده اندر سنار
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص737)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]شخص عاشق و گرفتار. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]تنك آبى از دريا كه تهش نمايان و گل داشته باشد و چون كشتى از آنجا بگذرد بگل نشسته بند شود و نتواند عبور كند.و بندر.و سمباده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1940)
sourceLink

زمين كه آب او تنك باشد چنانچه كشتى را بگيرد.عنصرى گفته است: و يا هم چو آن كشتى مارسار#كه لرزان بود مانده اندر سنار
(
فرهنگ قواس
, ص32)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.